و او با آنان سخن گفت نغمه های آهنگ را بر آیشان خواندن گرفت و آینور در برابر وی خواندند و او شاد بود .
اما زمانی دراز هر یک به تنهایی می خواندند یا فقط چند تنی با هم و باقی به آهنگ گوش می سپردند چرا که هر یک تنها آن بخش از اندیشه ی ایلوواتار را درمی یافتند که خود نشات گرفته از آن بودند و با فهم برادران خویش می بالیدند اما به آهستگی
باری همچنان که به هم گوش می سپردند به تفاهمی ژرف تر رسیدند و همصدایی و همسازی شان فزون گشت.
و چنین واقع شد که ایلوواتار جمله آینور را به نزد خویش فرا خواند و نغممه ای شگرف به ایشان باز نمود و از چیز هایی بزرک تر و شگفت تر از آنچه تا به کنون آشکار نگردانیده بود پرده بر گرفت و شکوه آغاز و جلال انجامش آینور را مبهوت ساخت .
چنان که ایلوواتار را نماز بردند و خاموش ماندند....
درود و سلام بر آردایی ها ...
