تبليغاتX
 ستاره ی شامگاهی میتابد
ستاره ی شامگاهی میتابد


آرو آن یکتا که در آردا او را ایلوواتار می نامیدند و او نخست آینور را آفرید قدسیان را که ثمره ی اندیشه اش بودند و با او بودندپیش از آنکه چیز های دیگری در وجود آید.

و او با آنان سخن گفت نغمه های آهنگ را بر آیشان خواندن گرفت و آینور  در برابر وی خواندند و او شاد بود .

اما زمانی دراز هر یک به تنهایی می خواندند یا فقط چند تنی با هم و باقی به آهنگ گوش می سپردند چرا که هر یک تنها آن بخش از اندیشه ی ایلوواتار را درمی یافتند که خود نشات گرفته از آن بودند و با فهم برادران خویش می بالیدند اما به آهستگی

باری همچنان که به هم گوش می سپردند به تفاهمی ژرف تر رسیدند و همصدایی و همسازی شان فزون گشت.

و چنین واقع شد که ایلوواتار جمله آینور را به نزد خویش فرا خواند و نغممه ای شگرف به ایشان باز نمود و از چیز هایی بزرک تر و شگفت تر از آنچه تا به کنون آشکار نگردانیده بود پرده بر گرفت و شکوه آغاز و جلال انجامش آینور را مبهوت ساخت .

چنان که ایلوواتار را نماز بردند و خاموش ماندند....

درود و سلام بر آردایی ها ...


?آرون  | در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 0:3 | پیوند  |